اتمسفر مانند نهر یا رودخانه دارای فرآیندهای طبیعی است که در تمیز کردن آن نقش دارند. بدون چنین فرآیندهایی تروپوسفر سریعا به محیطی نامناسب برای زیست بشر تبدیل خواهد شد. پراکندگی ، تهنشینی گرانشی ، لخته سازی ، جذب (همراه با شستشو و واشویی) ، شستشو توسط باران و جذب سطحی از جمله مهمترین مکانیسمهای طبیعی آلایندهها در اتمسفر به شمار میروند.
|
|
فرآیندهای پاکسازی اتمسفر
پراکندگی
پراکندگی آلایندهها توسط جریانهای باد ، غلظت آلایندهها را در هر جایی کاهش میدهد.
تهنشینی گرانشی
یکی از مهترین مکانیسمهای طبیعی در جداسازی ذرات از اتمسفر بویژه ذراتی که بزرگتر از 20µm هستند شمرده میشوند.
لخته سازی
تهنشینی گرانشی در چندین فرآیند دیگر پاکسازی طبیعی اتمسفر نیز نقش مهمی دارد به عنوان مثال ذرات کوچکتر از 0.1µm به کمک لختهسازی قابل تهنشین هستند. در این پدیده ذرات بزرگتر بصورت گیرندههای ذرات کوچکتر عمل میکنند. دو ذره با یکدیگر برخورد و اتصال پیدا کرده تشکیل یک واحد میدهند. این فرآیند تا تشکیل یک ذره لختهای کوچک ادامه مییابد، تا آنجا که این لخته برای تهنشین شدن به اندازه کافی بزرگ و سنگین شود.
جذب ذرات
در فرآیند طبیعی جذب ذرات یا آلایندههای گازی در باران یا مه تجمع حاصل کرده همراه رطوبت تهنشین میشوند، این پدیده که به نام شستشو نامیده میشود در قسمت پایینتر از سطح ابرها رخ میدهد پتانسیل لازم برای شستشوی ذرات و گازها بستگی به تحقیقات اخیر نشان دادهاند که برای ذرات دارای قطر کوچکتر از 1µm فرآیند شستشو موثر نخواهد بود.
گازها ممکن است بدون تغییر شیمیایی حل شوند و یا اتصال دارد در برخی مواقع با آب باران وارد واکنش شیمیایی شوند مانند گاز SO2 که به سهولت در باران حل میشود و همراه با قطرات باران پایین میآید با این وجود SO2 ممکن است با آب باران واکنش نشان داده ایجاد غبارهای H2SO3 (اسید سولفورو) یا H2SO4 (اسید سولفوریک) نماید که به نام بارانهای اسیدی شهرت دارند و بالقوه نسبت به SO2 اولیه دارای اثرات زیانبار بیشتری هستند.
شستشو در اثر بارش
در این حالت شستشو در سطح پایینتر از ابرها اتفاق میافتد و هنگامی که قطرات سقوط کننده باران آلایندهها را جذب میکنند در داخل ابرها پدیده شستشو صورت میگیرد. بدین ترتیب که ذرات کوچکتر از ابعاد میکرون بصورت هستههای میعان که در اطراف آنها قطرات آب تشکیل میشوند، عمل میکنند. این پدیده در نواحی شهری موجب افزایش بارندگی و تشکیل مه میشود.
جذب سطحی
عمدتا در لایه اصطکاکی اتمسفر یعنی در نزدیکترین لایه به سطح زمین انجام میگیرد. در این پدیده آلایندههای گازی ، مایع یا جامد جذب یک سطح شده پس از غلیظ شدن در همان سطح باقی میمانند. سطوح طبیعی از قبیل خاکها ، صخرهها ، برگها و علفها قادر به جذب و نگهداری آلایندهها هستند. ذرات ممکن است با سطوح جذب توسط تهنشینی گرانشی یا اثر اینرسی که در طی آن ذرات آلایندههای گازی در اثر جریانهای باد به سطوح منتقل میشوند تماس یابند. اثر اینرسی برای ذراتی در دامنه ابعادی بین 10 تا 15µm سطوح کوچک به تعدد مانند علفها و برگهای درختان نسبت به سطوح بزرگتر به منظور جداسازی ذرات بیشتر است.
|
|
دستیابی به کنترل آلایندهها
برای دستیابی به کنترل آلایندههای گازی و ذرات دامنهای گسترده ، دو راه وجود دارد:
رقیق سازی
رقیق ساختن در اتمسفر با استفاده از دودکشهای بلند امکانپذیر است. دودکشهای بلند میتوانند در لایه وارونگی نفوذ کرده ، آلایندهها را به گونهای پراکنده سازند که غلظت آلایندهها در سطح زمین تا مقدار زیادی کاهش یابد. رقیق سازی در بهترین حالت خود عبارتست از یک وسیله کوتاه مدت به منظور کنترل آلودگی و در بدترین حالت خود وسیلهای است برای انتقال آثار ناخواسته آلایندهها به مناطق دور دست.
کنترل در منبع مولد آلایندهها
به منظور کنترل آلودگی هوا در دامنههای بسیار وسیع تا نقاط دوردست ، کنترل این مواد در منبع تولیدشان مطلوبتر و موثرتر از رقیق سازی است. در وهله اول چنین به نظر میرسد که اولین و موثرترین روش جلوگیری از تولید آلایندهها باشد در مورد آلایندههای تولید شده در اثر فرآیندهای احتراقی ، جایگزین کردن یک منبع انرژی میتواند از تولید آلایندهها جلوگیری کند. روشهای باقیمانده برای کنترل آلایندهها در منبع میتواند موجب کاهش انتشار آلایندهها شود، اما نمیتواند سبب حذف کامل موجود به عنوان مثال اتومبیلی که دارای یک فیلتر کثیف هوا ، به یک سیستم نامناسب برای تهویه موتور ، عملکرد نادرست تنظیم دور موتور و ... نسبت به اتومبیلی که با بهترین بازده کار میکند، آلایندههای بیشتری را از خود منتشر میسازد.
تغییر فرآیند مورد استفاده همچنان روش دیگر برای کنترل انتشار آلایندهها در منبع تولیدشان بکار میرود. به عنوان مثال جایگزین کردن کورههای باز با کورههای اکسیژنی کنترل شده یا کورههای الکتریکی و یکی دیگر از روشهایی که در کنترل آلایندههای هوا در منبع تولید آنها دارای وسیعترین کاربرد است، عبارت است از نصب تجهیزات کنترلی طراحی شده بر طبق برخی از اصول اساسی که توسط آنها مکانیسمهای طبیعی حذف آلایندهها عمل میکنند.
کلمات کلیدی:
منابع مختلف آلودگی هوا به سه شاخه تقسیم میشود. اول منابع شهری و صنعتی، دوم منابع کشاورزی و روستایی و سوم انتشارات طبیعی. هر کدام از اینها خود به زیر شاخههایی تقسیم میشوند. این تقسیم بندی استاندارد با منحصر بفرد نیست و در اینجا برای روشن شدن مطالب آمده است.
|
|
منابع شهری و صنعتی
تولید برق
نیروگاههای برق وابسته به سوختهای فسیلی ، منبع بزرگی برای آلودگی هوا محسوب میشوند. مقادیر وسیعی از ذرات معلق شامل خاکستر پرنده (SiO2) ، اکسیدهای آهن و آلومینیوم حاصل از زغال سنگ ، فلزات سنگین حاصل از نفت ، از دودکش نیروگاههای برق به جو منتشر میشوند. بسیاری از آلایندههای گازی انتشار پیدا کرده عبارتند از CO ، دی اکسیدکربن (CO2) ، دی اکسید گوگرد (SO2) ، اکسیدهای نیتروژن (NOx) ، هیدروکربنهای معین و ترکیبات آلی فرار. نیروگاههای هستهای تمیزتر و دارای آلودگی کمتری هستند، ولی پلومهای حاصل از برجهای سرمایشی آنها گاها ممکن است سبب ایجاد مسائلی شوند مانند تشکیل مه و کم شدن دید. اما آزاد شدن ناگهانی مواد رادیواکتیو توجه عمومی را به خود جلب میکند، حتی اگر احتمال آزاد شدن این مواد کم باشد.
فعالیت صنعتی
شامل صنایع معدن ، پالایش ، تصفیه سازی ، خمیر کاغذ ، صنایع شیمیایی ، استخراج و ذوب فلز ، داروسازی و دیگر صنایعی که حجم وسیعی از ذرات معلق را وارد جو میسازند. مقدار زیادی از آلایندههای هوا ، ناشی از ساخت محصولات از مواد خام هستند، مانند آهن از سنگ آهن ، بنزین از نفت خام ، سنگ از معدن و سنگ الوار از درختان. آلایندههای قابل ملاحظهای هم توسط صنایعی که مواد بالا را به محصولات مصرفی تبدیل میکنند، انتشار مییابند مانند اتومبیلها ، خانه ، اسباب و لوازم منزل و دیگر کاربردها. مقداری از انتشارات صنعتی هم از دودکشها خارج میشوند.
حمل و نقل
این مقوله شامل اتومبیلها ، کامیونها ، هواپیماها ، کشتیها و غیره است که منابع متحرک نامیده میشوند. دنبال کردن این منابع در حال حرکت عملی نخواهد بود. ولی انتشار آنها بر واحد سطح با ملاحظه چگالی ترافیک ، سرعت و انتشار بر وسیله نقلیه و دیگر متغیرها تخمین زده میشود. آلایندههای حاصل از منابع حمل نقل عبارتند از SO2 ، NOxCO2 ، CO هیدروکربنها ، VOCs.
انتشارات فرآیندی
شامل اجاقها ، کورهها و سایر فرآیندهای گرمایش منازل ، ادارات و ساختمانهای تجاری اجاقهای پشت حیاط (در آمریکا) و ساختن برگها و فضولات در فضای باز. این انتشارات بر واحد سطح در نظر گرفته میشود. آلایندههای اصلی منتشر شده به داخل جو عبارتند از SO2 ، NOx ، CO2 ، CO هیدروکربنها VOCs و ذرات معلق.
نابودی زبالهها
زبالههای خانگی ، تجاری و صنعتی که در فضای باز از بین میروند، روشهای سوختن و به خاکستر تبدیل شدن ، واحدهخای تصفیه فاضلاب ، گودالهای کوئد پشت حیاط و فضولات همه اینها مسئول بوجود آوردن منابع گازی NH3 ، H2S ، CH4 ، CO2 ، CO و ذرات معلق هستند.
|
|
فعالیتهای ساخت و ساز
شامل تمیز کردن و پاک کردن زمین ، تخریب ، حفاری ، خرد کردن و کوبیدن ، آسفالت کردن یا سنگفرش کردن و دیگر فعالیتهای وابسته به این ساخت و سازها. آلایندههای منتشره عبارتند از غبار ، ذرات معلق ، هیدروکربنها ، NOx ، CO2 ، CO ، VoCs.
منابع کشاورزی و روستایی
منابع مختلف در محیطهای روستایی حاصل فعالیتهای کشاورزی هستند و به شکل زیر طبقه بندی میشوند:
وزش غبار
فعالیتهای کشاورزی مانند شخم زدن ، کاشتن و درو کردن ، منجر به ایجاد قابل ملاحظهای از غبار میشوند. انتشار تراکتورها ، درو کنندهها و سایر ماشین آلات کشاورزی خیلی مهم نیستند.
سوختن بقایای کشاورزی
پاک کردن زمینها توسط سوزاندن جنگلها ، گیاه و علفهای وحشی و مواد زائد کشاورزی منبع بزرگی برای دود ، گرد و غبار در حومه شهر محسوب میشوند.
انتشارات خاک
زمینهای کشاورزی حاصلخیز شده با کودها دارای نیترات و فسفات میباشند. خاک کود داده شده اکسیدهای نیتروژن حاصل از فعالیت میکرو زیستی را در بالاترین لایه خود منتشر میسازند.
آفت کشها
بکار بردن آفت کشها در زمینهای کشاورزی به شکل پاشیدن با هواپیما ممکن است این مواد را به مناطق مسکونی انتقال دهد.
نابودی زبالهها و مواد زائد
زبالههای کشاورزی و حیوانی نابود شده آمونیاک ، متان و بخارات زیان آور را در جو آزاد میکند. احشام و گلههای گاو و خوکها مقدار زیادی از آلودگی هوا را در حومه شهر آزاد میکنند.
منابع طبیعی
علاوه بر منابع انسانی آلایندههای جوی که قبلا عنوان شد منابع طبیعی زیادی وجود دارد که به شکل ذیل طبقه بندی میشوند:
فرسایش در اثر باد
فرسایش بادی خاکهای خشک و سرزمینهای بیابانی توسط بادهای قوی میتواند طوفانهای بزرگی از غبار را بوجود آورد. ذرات غبار عمدتا شامل SiO2 هستند اما ممکن است شامل مقدار کمی از فلزات سنگین هم باشند.
آتش سوزی جنگلها
بسیاری از آتش سوزی جنگلها که بوسیله برق آسمانی تولید میشوند، مقدار زیادی دود ، NOx ، CO2 ، CO و هیدروکربنها را آزاد میکنند.
فوران آتشفشانی
آتشفشانهای بزرگ مقدار عظیمی از ذرات معلق ، SO2 ، CO2 و سایر گازها را به درون جو آزاد میکنند. بعضی از این ذرات بقدر کافی به سطوح بالا منتقل شده و در آنجا برای ماهها و سالها باقی میمانند و بر اقلیم جهانی تأثیر میگذارند.
انتشارات بیوژنیک
این انتشارات در جنگلها و باتلاقها اتفاق میافتند. آلایندههای منتشره به جو شامل هیدروکربنهایی نظیر ترپن و ایزوپرن و مواد دیگری مانند متان ، آمونیاک ، گردهها و هاگها هستند.
پاشیدن توسط دریا و تبخیر
وقتی که بادهای قوی وزیده میشوند، امواج شکسته شده و دریا مقدار زیادی از آب را میپاشد، به این ترتیب نمک زیادی به داخل جو وارد میشود. عموما فرآیند تبخیر نه فقط آب بلکه بسیاری گازهای نادر را به داخل جو منتشر میسازند.
فرآیند میکرو زیستی خاک
تعرق هوازی و غیر هوازی خاکهای طبیعی و گیاهان ، اکسید نیتروژن (NO) ، متان (NH4) ، سولفید هیدروژن (H2S) ، آمونیاک (NH3) را به داخل جو منتشر میکند.
نابودی طبیعی مواد آلی
شامل نابودی گیاهان و دیگر مواد آلی که عمدتا متان ، سولفید هیدروژن و آمونیاک را به جو وارد میکنند.
برق آسمانی
این پدیده مقدار زیادی NO را بوجود میآورد که ممکن است در واکنشهای فتوشیمیایی تولید کننده ازن شرکت کنند.
کلمات کلیدی:
دو نوع آب جدید کشف شده است، که به نظر می رسد بدون وجود آنها زندگی ادامه نخواهد یافت. اگر فکرمی کنید شار هوا در محیط زندگی شما بالاست، تصور نمایید که زندگی در گودال ماریان، یعنی یازده کیلومتر زیر سطح اقیانوس آرام و عمیق ترین نقطه روی کره زین، چگونه است. چنین محیطی دنیای سکوت و تاریی بی انتهاست و فشار در حد خرد کننده هزار اتمسفر است. این مقدار برابر با فشاری است که سونی از آب دریا به وزن ده هزار تن بر هر متر مربع از کف درزیا وارد می سازد.
مسلما در چنین اوضاعی زندگی بسیار دشوار است، تا حدی که برخی از فیزیکدانان معتقدند حفظ ترکیب آب نیز در چنین اوضاعی مشکل است. دانشمندان اظهار می دارند که اگر بتوان آب را تحت چنینی فشاری قرار داد، و آن را در ین سرد شدن تا چندین درجه زیر نقطه انجماد به حالت مایع نگاه دات، آب به دو نوع مایع کاملا مجزا از یکدیگر تبدیل خواهد شد. یکی از این مایعات در حدود 20 درصد چگالتر از آب معمولی است و چگالی دیگری در مقایسه با آب معمولی، 10 درصد کمتر است. در چنین وضعیت غیزر معمولی به جای یک نوع آب، دو نوع آب خواهمی داشت.
آب، مایع بیار عجیبی است و برخلاف بیشتر مایعات پس از انجماد حجم آن افزایش می یاید که این حالت اصلی شناور ماندن کوههای یخی روی آب و یا ترکیدن لوله های یخ زده است. عجیب تر آنکه آب قبل از آنکه به نقطه انجماد برسد شروع به ازدیاد حجم می کند و در دمای چهار درجه سانتیگراد که هنوز مایع بشمار می رود چگالتر از یخ است. اگر آب فاقد این خوصیات خارق العاده بود، زندگی روی کره زمین به صورت فعلی امکان پذیر نبود. ولی آیا واقعا دو نوع آب کاملا متفاوت نمی توانند وجود داشته باشند؟
خاصیت دوگانه آب
علت انکه در میان تمامی مایعات، آب به دلیل داشتن خاصیت دو گانه، منحصر به فرد ات، چسبندگی غیر معمول مولکولهای آن است. در تمامی مایعات مولکولها یکدیگر را جذب می نمایند، ولی مولکولهای آب این عمل را با روش مخصوص به خود- یعنی یا با ایجاد پیوندهای هیدروژنی که از ساری پیوندهای شیمیایی ده بار ضعیفتر است- انجام می دهند. اینپیوندهای هیدروژنی موجب میشوند که هر مولکول آب به وسیله چهار مولکول دیگر در گوشه های یک چهار وجهی احاطه شوند. این امر منجر به ایجاد فضای خالی زیادی در بین مولکولها می گردد که علت اصلی ساختار باز یخ که ساختمان چهار وجهی محکمی است در همین امر نهفته است. در حالت مایع، مولکولها می توانند وارد این فضاهای آزاد و باز بشود و به همین علت است که آب مایع چگالتر از یخ است.
بنابراین در آب بین ساختار چهار وجهی که پیوندهای هیدروژنی سست ایجاد می کند، با ساختار چگالتر که از تراکم مولکولی بالایی برخوردار است، همواره کشش وجود دارد. چنین وضعیتی این امکان را فراهم می سازد که بر اثر تغییر دما و فشار، بسته به غالب بودن یکی از ای دو عامل، ساختار آب از نوعی به نوع ئدیگر تبدیل شود. مدتها چنین تصور می شد که چگالی حداکثر در چهار درجه سانتیگراد، ممکن است نشانه ای از این تبدیل تدریجی باشد. فیزیکدانان اظهار می دارند که ممکن است در وضعیتهای حادتر این تغییر و تبدیل، ناگهانی صورت گیرد. حال اگر دو نوع آب وجود داشته باشد، چرا قبلا مشاهده نشده اند؟ پاسخ آن ات که پیش بینی می گردد که این ماهیت دو گانه آب تنها در آبهای فوق العاده سرد، یعنی آبهایی که حتی در درجات کمتر از نقطه انجماد نیز مایع باقی می مانند، آشکار می گردد. اصولا یخ در دماهایی تشکیل میشود که مولکولها بتوانند به شکل یک شبکه منظم در کنار یکدیگر قرار بگیرند. این امر هنگامی امکان پذیر است فراروندی تحت عنوان "هسته سازی" تحت تاثیر یک عامل دیگر- مانند تجمع اتفاقی برخی از مولکولهای آب ب دور یدیگر به شکل بلور- فعال شود. این مجتمع مولکولی بعدها به عنموان هسته فراروند انجماد عمل می نماید ولی از مواد آلاینده مانند ذرات گرد و خاک را که می توانند به عنوان هسته عمل نمایند از محیط خارج سازیم، می توان عمل انجماد را متوقف نموده و به مایع فوق العاده سرد دست یافت.
در عمل برای رسیدن به چنین آبی، محدودیت وجود دارد تا کنون هیچکس نتوانسته است آب را در شرایط جوی، تا حد کمتر از 38 درجه سانتیگراد زیر صفر سرد نماید. این امر که نشان می دهد کمی پایین تر از این حد ارتفاقات جالبی رخ می دهد و به نظر می رسد که آب رفتار عجیبی از خود ظاهر می سازد.
در سال 1976 دو فیزیکدان به نامهای آستین آنجل و رابین اسپیدی شواهدی یافتند دال بر آنکه آبهای فوق العاده سرد در دماهایی کمی پایین تر از حد فوق سرد "بسیار حساس" میشوند. آنها چنین حدس زدند که در دمای 45 درجه سانتیگراد زیر صفر، ظرفیت حرارتی آب- قدار حرارت لازم برای افزایش دما به میزان یک درجه سانتیگراد- به طور نامحدودی افزایش می یابد. سایر خصوصیات و مشخصات آب نیز رفتارهای عجیبی از خود نشان می دهند.
اما علت این پدیده چیست؟
اسپیدی در سال 1982 ادعا کرد که حد نهایی فوق سرمای آب را کرانی موسوم به خط "اسپینودال"- که این رفتار عجیب در آن محدوده قابل پیش بینی است- تعیین می کند. والی در سال 1992 فیزیکددان دیگری به نام استنلی به توضیح دیگری دست یافتند. آنها ادعا کردند که ممکن است آب فوق العاده سرد هم به صورت یک مایع با چگالی بالا و هم به صورت مایعی با چگالی کم وجود داشته باشد. آنها همچنین ابراز دذاشتند که خط جدا کننده این دو نوع مایع- یعنی دما و فشاری که تحت ْآنها آب از حالتی به حالت دیگر تبدیل می شود- ممکن است در 50- درجه سانتیگراد و فشار هزار اتمسفر باشد که به آن نقطه بحرانی می گویند و در آن نقطه دو نوع آب را نمی توان از هم تفکیک نمود.
نقطه بحرانی
در نقطه بحرانی برخی از خواص ماده مانند ظرفیت حرارتی نامحدود میشود، ولی این امر بهطور ناگهانی اتفاق نمی افتد. نقطه بحرانی مانند قله اورست که به وسیله کوههای کم ارتفاع تری احاطه شده و رشته کوه هیمالیا را از حالت یکنواختی خارج ساخته است، حالت یکنواختی خواص آب را از لحاظ طیف وسیع فشار ئ درجه حرارت مختل ساخته است. استنلی معتقد است که در نزدیکی نقطه بحرانی همه چیز باید عظیم باشد. اگر قرار است یکی از خواص در دمای 50- درجه سانتیگراد به صورت نامحدود در آید، باید در دمای 20- درجه سانتیگراد یا حتی دمای اتاق، رقم بسیار بزرگی ر به خود اختصاص دهد. بنابراین چنانچه یک نقطه بحرانی مرز مایع- مایع- حتی در فشارهای بسیار بالا- وجود داشته باشد، در دمای 45- درجه سانتیگراد و فشار جو می تواند عامل ایجاد حالتهای غیر عادی آب فوق العاده سرد باشد و حتی می تواند توضیحی برای علت برخی از خواص خارق العاده آب در وضعیت معمولی باشد. به عنوان مثال، وجود حداکثر چگالی در دمای 4 درجه سانتیگراد ممکن است بع علت رقابت و تقابل آبهای با چگالی بالا و چگالی کم در درجلات حرارت پایین تر و فشارهای بیشتر باشد. این نظره بسیار جالب است، ولی چنانچه این دو نوع آب تنها در دمای زیر 38- درجه سانتیگراد وجد داشته باشند، عملا هیچکس نمی تواند از طریق تجربه و آزمایش به آنها دست یابد، زیرا در چنین دمایی نمی توان مانع از انجماد آب شد. به همین دلیل محققین به جای آب روی به سوی یخ آوردند.
نوع یخها
گر چه نمی توان آب را در 38- درجه سانتیگراد به صورت مایع نگاه داشت، اما می توان آن را آنقدر سرد نمود تا به یخ بی شکل (آمورف) شیشه ای- آب مایعی که مولکولهای آن در اثر سرمای زیاد از حرکت باز ایستاده اند- تبدیل شود. درست مانند سیلیسیم که هم می تو.اند به شکل بلورهای نامنظم کوارتز و هم به حالت شیشه بی شکل و بی نظم، مانند شیشه های پنجره وجود داشته باشد. به منظور تولید یخ نامنظم می توان آب را به سرعت- با سرعت یک میلیون درجه در ثاینه- سرد نمود و یا آنکه در درجه حرارت -196 درجه سانتیگراد بلور یخ را تا ده هزار التمسفرز تحت فشار قرار داد. به نظر می رسد که استفاده از روش افزایش فشار منجر به تولید یخ بی شکل با چگالی بالا و استفاده از روش برودت سریع منجر به ایجاد یخ بی شکل با گالی کم می گردد.
بنابراین دو نوع یخ شیشه ای وجود دارد که چگالی یکی از آنها بیشتر از دیگری است. اینک این تصور پیش می آید که شاید این یخهای شیشه ای همان دو نوع آب فوق العاده سرد باشند.
یکی از روشهای فهم این مطلب ذوب این یخهاست تا مولکولهای آن بتوانند مجددا حرکت نمایند و آنگاه مایع تولید شده را بتوان مورد بررسی قرار داد. ولی این روش مانع دیگری را بر ر راه ما قرار می دهد و آن این است که یخ در حدود 120- درجه سانتیگراد ذوب میشود که بسیار پایین تر از نقطه انجماد آب است، بنابراین به محض آنکه ذوب شود، مجددا منجمد شده و به شکل یخ معمولی در می آید و نمی توان مایع حاصل از ذوب یخ اولیه را مشاهده نمود.
خط جدا کننده
استانلی و فیزیکدانی ژاپنی به نام می شی ما فرضیه ای ارائه کردند مبنی بر تهیه نقشه توپوگرافی "سطح پتانسیل گیبز" برای آب در ناحیه فوق العاده سرد ارائه کردند. این یک سطح شیبدار ریاضی ات که منعکس کننده رابطه این دما، فشار و چگالی آب است. شکستگیهای نوک تیز در این سطح، نشاندهنده مرحله تبادلی و حد واسط بین حالات مختلف است. به منظور تهیه این نقشه، محققین کار خود را با قطرات کوچک "یخ چهار"- به شکل بلوری پر فشار یخ است- شروع کردند. سپس با اعمال تغییرات فشار، این بلورها را ذوب نمودند. تغییرات دمای نمونه مورد آزمایش مسیری را روی سطح مشخص کرد. استانلی اظهار داشت کاری که ما انجام دادیم این بود که نمونه را تحت فشار قرار دادیم و دمای آن را اندازه گیری کردیم.
با استفاده از اینروش استنلی و میشی ما سطح پتانسیل گیبز را بررسی کردند . در محل خط جدا کننده ای که حدس مس زدند هر دو نوع آب فوق العاده سرد می توانمند به ور همزمان وجود داشته باشند، یک شکستگی آشکار یافتند که نشانه قطعی مرحلبه حد واسط یا تبادلی است. آنها نتوانستند هیچیک از مایعات را علنا مشاهده نمیاند ولی تاثیرات ْآنها را بر سطح گیبز مشاهده کردند. البته شما نباید نگران باشید که در هنگام استحمام، ناگهان چند نوع آب از هم تفکیک شوند یا هنگام نوشیدن آب امکان انتخاب چند نوع آب را داشته باشید. بر طبق اظهارات استنلی ممکن است که آب بر چند نوع داشته باشد ولی ما هرگز نمی توانیم آنها مشاده نماییم.
کلمات کلیدی:
مردمان ایرانزمین از دیرباز به ارزش آب به عنوان مادهای زندگیبخش و ارزشمند آگاهی داشتند. نیاز طبیعی بشر به آب، وضع جغرافیایی فلات ایران و کمیابی این مایع گرانبها، ارزش این ماده را نزد ایرانیان صدچندان نموده و آن را در جایگاه والایی قرار میداده است. برای آنکه به ارزش والای آب در دیدگاه ایرانیان باستان پی ببریم، کافی است که نیمنگاهی به اوستای زرتشت اندازیم.
آناهیتا، ایزد آبها، که گردونه او را در آسمانها چهار اسب ابر و باران و ژاله و شبنم میکشیدند، یکی از بزرگ ایزدان پیش از زرتشت بود، و نیایشگاههای او در کنگاور (کرمانشاه) و بیشابور (فارس) نمایان است، در اوستا مورد ستایش بسیار بوده و هم مرتبه میترا (مهر) و اورمزد (اهورامزدا) قرار میگیرد. آب در آیین زرتشت پاک است و مظهر پاکی و باید که همچنان پاک باقی بماند. زرتشت از اهورامزدا درخواست میکند که رودها را از آبی به سترگی شانه اسب لبالب نموده و به پیروان خویش میآموزد که آلوده نمودن آب، به هر شکل و گونهاش، خلاف دین و اهریمنی است. اینچنین است که شناخت آب در ایرانباستان با وابسته داشتن صفات ویژه به آن و ارجمند داشتن این ماده زندگیبخش آغاز میشود. هنوز هم بازمانده آیینهای ایزد آبها در جایجای ایران برگزار میشود که برای نمونه میتوان به مراسم جویروبی و بیلگردانی در دامنه آتشکده آتشکوه در نیمور، محلات اشاره نمود.
در ایرانباستان، صدها سال پیش از آنکه نخستین فرضیههای مربوط به آبشناسی ارائه شود، به گونهای شگفتآور و باورنکردنی، پاسخ یکی از مهمترین و دشوارترین مسائل مربوط به یافتن آب و آبهای زیرزمینی یافته شده بود. سنگنوشتهها و لوحهای باز مانده از ایران باستان، بیانگر این است که مردمان ایرانزمین آبهای زیرزمینی را با کندن کاریزهای دراز و بسیار عمیق برآورده به روستاها و شهرهای خود میرساندند. اینکه نخستگاه این کاریز کجا بوده و در چه مناطقی به آب میتوان دست یافت و اینکه کاریز چگونه باید ساخته شود، شاید مهمترین مسالهای بوده است که بشر از آغاز تمدن تا کنون در دانش آبیاری و آبرسانی با آن روبرو بوده است. پرفسور هانری گوبلو که بیش از 30 سال بر روی قناتهای ایران بررسی و مطالعه انجام داده است در کتاب قنات، فنی برای دستیابی به آب ،عظمت قناتهای ایران را برابر با دیوار چین میداند. مجموعه طول قناتهای ایران بیش از چهارصد هزار کیلومتر، بیش از فاصله زمین تا ماه، و قنات گناباد به طول سیوپنج کیلومتر و ژرفنای بیش از سیصد متر و چاههایی با فواصل منظم پنجاه متری، از زمان هخامنشیان، یک شاهکار بینظیر در سراسر جهان است. چندتن از دانشمندان امریکایی مانند اف.دیکسی در نوشتار یک کتابچه علمی برای سازماندهی آب، ام.ا.باتلر در کتاب آبیاری به کمک قنات در ایران، سی.اف.تولمان در کتاب آبهای زیرزمینی، ژی.بی.کرسی در کتاب قنات و کاریز، ژی.بیژلیبینکت در کتاب آبشناسی و هانری گوبلو در کتابهای آبیاری در کالیفرنیا و قنات، فنی برای دستیابی به آب خود همگی بر این باورند که قناتهای لوسآنجلس و پاسادانای کالیفرنیا، همچنین قناتهای شیلی و مکزیک، در زمان سلطه اسپانیاییها، توسط مهندسان، متخصصان و کارگران ایرانی ساخته شده است.
به خاطر داشته باشیم که تمدنهای باستانی همگی در کنار رودهای بزرگ، همانند نیل، دجله، فرات، سند، گنگ، هوانگهو، یانگتسه و ... شکل گرفتند اما تنها تمدنی که به دور از هرگونه رودخانه عظیم شکل گرفت و مالکالرقاب جهان باستان شد، ایران بود. جهش چشمگیر امپراتوری ایران مدیون قنات بود. در زمان هخامنشیان، اگر کسی زمین بایری را با احداث قنات آبیاری میکرد، تا پنج نسل از پرداخت هرگونه مالیات معاف بود. به گواهی تاریخ مصر، دریاسالار پارسی اسکیلاکس هخامنشی هنگام اقامت در مصر، فنون احداث کاریز را به مصریان آموخت. در زمان ساسانیان، رساله مدیگان هزاردادستان، در شرح ساخت و لایروبی قنات و کاریز، و استفاده هوشمندانه از آن، تالیف شده است.
در نوشتههای دانشمندان ایرانی پس از اسلام، به نکتهای شایان توجه بر میخوریم و آن اینکه بسیاری از دانشمندان ایرانی در دوران اسلامی، هریک به گونهای، به جنبههای گوناگون دانش آبشناسی پرداختهاند. دانش آبشناسی در آن دوران نیز مانند امروز دربردارنده بررسی دوره گردش آب یا چرخه آب (سیکل آب) در طبیعت، جریان آب در روی زمین، آبهای زیرزمینی، چشمهها، دریاچهها، دریاها و اقیانوسها و چگونگی دگرگونیهای کمی و کیفی آبهای آنها میشده است.
دانشمند بزرگ ایرانی، ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، در باره زیاد و کم شدن آب رودخانهها، چشمهسارها و کاریزها میگوید:
زیاد شدن آبها در جمیع اودیه و انهار به یک حالت نیست، بلکه اختلاف بزرگی با هم دارند. چنانکه جیحون هنگامی آبش زیاد میشود که دجله و فرات رو به کمی گذارد و علت این است که هر رودخانهای که سرچشمه آن در نواحی سردسیر باشد، آب آن در تابستان زیادتر و در زمستان کمتر است، زیرا بیشتر آبهای اصلی آن از چشمهسارها گردمیآید و رطوبتهایی که در کوههایی که این رودخانهها از آن بیرون میآید و یا از آن میگذرد سبب زیادت و نقصان آب این رودخانهها میشود.
دیگر اندیشمند بزرگ ایران، ابوعلی سینا در دانشنامه علایی (طبیعیات) در باره جذر و مد دریاها و اثر ماه بر آن گوید:روشنایی و قوتها که از آفتاب و ستارگان است در این عالم اثر کند و ظاهرتر اثر آن آفتابست و آن ماه که آب دریاها را مد کند.و هم او درباره پدیدههای بارندگی گوید:و اما بخار چون از گرمگاه برخیزد جنبش وی گرانتر بود و چون به آن جایگاه رسد از هوا که سرد بود، سرمای آن جایگاه او را ببندد. ... و هرگاه که بخار زمین بفسرد، ابر شود ... و این را سه حکم بود. یا اندک بود، که و را گرمی آفتاب بروی افتن، زود متفرق کند. یا قوی بود، که آفتاب اندر وی فعل نتواند کردن، که پراکندش، پس چون گردآید، و یک اندر دیگر نشیند، و خاصه که باد گردآورش دیگر بار آب شود، و فروجهد، پس اگر سرما اندریابدش، پیش از آن که قطرهها بزرگ شود و برف بود.
دانشمند ایرانی سده پنجم هجری، ابوحاتم اسماعیل اسفزاری خراسانی، که برای نخستین بار در جهان پدیدههای جوی و هواشناسی را در کتاب خود به نام آثار علوی (Meteorology)، گردآوری نموده و او را به حق باید پدر دانش هواشناسی نام داد، در باره بخار و باران و برف و شبنم میگوید:
هرگاه که حرارتی از تابش خورشید یا از جوهر آتش به آب رسد، مدتی با او بماند، آب مستحیل شود، و از جای خود برخیزد، و به سوی بالا بر شود، آن را بخار گویند، چون گرما بر بخار مستولی شود، آن بخار جوهر هوا گردد. ... و اگر برودتی بر آن بخار مستولی شود، جوهر آب گردد، و قصد زمین کند، آنگاه آن را باران گویند، پس اگر هوا ساکن بود، آن دانهها خردباران (drizzle) بود و اگر متحرک بود، آن دانههای خرد به یکدیگر بپیوندند بزرگ گردند ((rain تا به رگبار رسند(shower). ... و اگر برودتی به افراط بر آن غالب آید جوهر برف باشد ... هرگاه که هوا سرد باشد و سرما بر بخار مستولی گردد، آن هوا آب شود و بر صورت قطرههای آب از برگها بیاویزد، آن را شبنم (صقیع - dew ) خوانند ... .
وی همچنین مطالعات و بررسیهایی در باره چگالی آبهای گوناگون از مناطق مختلف انجام داده است. ریاضیدان و مهندس بزرگ سده پنجم هجری، محمد بن حسین کرجی، دیدگاههای بسیار جالبی در باره آبشناسی دارد و در کتاب خود استخراج آبهای پنهانی، انباط المیا الخفیه، به بررسی روشها و قواعد مربوط به تشخیص آبهای زیرزمینی میپردازد. او میگوید:
خدای بزرگ در روی زمین آبی ساکن آفرید، که همچون گردش خون در بدن جانوران در جریان است. این آب با افزایش و کاهش بارندگی، افزون و کم نمیشود (چرخه آب در طبیعت) ... این آب بیشتر شکافهای درون زمین را پر میکند، و تا آنجا که مانعی سخت در سر راهش وجود نداشته باشد، هر قسمت به قسمت دیگر میپیوندد ... آبهایی که در زیر زمین قرار دارند نیز در بعضی مواضع مانند رودها جاری هستند و در بعضی موارد دیگر مانند دریا ساکن و آرامند.
در نزهتنامه علایی، دانشنامه بزرگ فارسی، تالیف شهمردانبنابیالخیر رازی، در سده ششم هجری، مطالب گوناگون و جالبی در باره آبشناسی آمده است.
آب، مد و جزر دریای پارس از عجایب است و به شبانه روز دو دفعه زیادت و نقصان گیرد، و در سیر ماه بسته است ... و جای هست که مقدار پنجاه ارش زمین خشک به وقت مد آب، بالا گیرد به هر دفعتی، ... .
ناوخدای، بزرگ بن شهریار رامهرمزی، دریانورد بزرگ ایرانی در سده چهارم هجری، که سفرهای اکتشافی فراوانی به شرق انجام داد، در کتاب بسیار جالبی به نام عجایب الهند، شرح کاملی از توفانهای دریای هند، مانسون، ارائه نموده است. دریانورد معاصر او ابهره کرمانی نیز، که در آن روزگار هفت سفر دریایی به چین و شرق دور داشته است نیز، مانسون هند و تیفون چین (هاریکنها یا سایکلونهای شرق آسیا)، را در نوشتههای خود شرح داده است. جیهانی، وزیر دودمان سامانیان نیز اطلاعات خویش را در باره این توفان و همزمانی آن با بادهای 120 روزه سیستان، در کتابی گردآوری نموده است. سلیمان سیرافی و مهران وهب سیرافی از دریانوردان ایرانی سده سوم و چهارم هجری، که سفرهایی به چین و هند داشتهاند، و همچنین سهل بن آبان دریانورد ایرانی سده ششم هجری که سفرهایی به هند و شرق افریقا داشته است، و سلیمان مهری دریانورد سده نهم هجری، نیز در سفرنامههای خود به بارانهای موسمی هند و منشا احتمالی آنها، اشاره کردهاند.
مسعودی مورخ ایرانی در کتاب التنبیه و الاشراف، به ذکر منشا رودها و دریاها پرداخته و از بسیار از پدیدههای آبی سرزمین ایران، سخن رانده است. توصیف زیبا و دقیق ناصرخسرو در سفرنامهاش، از فانوسهای دریایی (خشابهای) دریای پارس، نمایانگر دانش آبشناسی و دریانوردی ایرانیان است. اشاره کوتاهی به این مساله چندان دور از تدبیر نیست که سد کوریت در نزدیکی طبس در خراسان جنوبی که در زمان هخامنشیان، در منطقهای فوقالعاده، ساخته شده و یکبار در زمان ساسانیان نوسازی و بار دیگر به فرمان و اندیشه خواجه نصیرالدین توسی، در اوج شکوفایی مکتب مراغه، دیواره آن، بر روی شالوده هخامنشیان، کاملا بازسازی شده است، با ارتفاع بیش از 64 متر، بیشتر از شش صد سال، بلندترین سد جهان بوده است.
در دوران هخامنشیان بیش از 60 سد در ایران ساخته شد و این جدای از پل- بندهای این دوره است. در زمان ساسانیان پل و بند شوشتر با درازای بیش از پانصد متر ساخته شد. تاریخ نام سازنده این پل و همچنین سد شادروان (Shadervan) شوشتر را یک مهندس ایرانی به نام برانوش پارسی ثبت کردهاست. پلدخترهایی که در سراسر ایران از جمله سروستان و میانه به چشم میخورند منسوب به آناهیتا، ایزد آبها بودهاند.
اختراع سه نوع آسیاب آبی، نمایانگر دانش و بینش ژرف ایرانیان باستان در کلیه علوم از جمله آبشناسی است. نخست آسیاب تنوره یا آسیاب نورس یا آسیاب پره، با محوری عمودی و پرههای قاشقی، دوم آسیاب چرخی که رومیان به آن آسیاب ویترویان نام نهادند، با محور افقی که نام مخترع آن را مهرداد ثبت نمودهاند، و سوم آسیاب شناور، که با پرههای بزرگ پارویی دوران میکرده است و در رودخانههای خراسان، خوزستان و میانرودان به تعداد زیادی ساخته شده بوده است، و بازمانده آن هنوز در شوشتر خودنمایی میکند.
دستگاه پالایش آب چغازنبیل (زنگه ویل - شهر زنگه)، نخستین و قدیمیترین دستگاه پالایش آب در جهان است که برابر با قانون ظروف مرتبط آب گلآلود رودخانه کرخه را به آبی سالم و گوارا تبدیل مینموده است. و آبانبارهای کویری ایران هم که خود حدیث مفصلی است. و این چکیده خود اندکی است از دانش آبشناسی ایرانیان که از دسترس چپاولگران زمانه و چنگورزان بیگانه در امان مانده و به ما رسیده. باشد که ما شایستگی و بایستگی میراثداری آنان را داشته باشیم. در سال 1289 رودخانه زایندهرود خشکید. مردم در آن چاهی کندند به قرب سی زرع و آبی به زحمت میکشیدند برای مشروبات
کلمات کلیدی:
البته اگر از یک بعد دیگر به قضیه نگاه کنیم همه ما مسافر زمان هستیم. همین الان که شما این را میخوانید، زمان در حول و حوش و به پیش میرود و آینده به حال و حال به گذشته تبدیل میشود. نشانه اش هم رشد موجودات است. ما بزرگ میشویم و میمیریم. پس زمان در جریان است.
آلبرت اینشتین با ارائه نظریه نسبیت خاص نشان داد که این کار از نظر تئوری شدنی است. بر طبق این نظریه اگه شیئی به سرعت نور نزدیک شود گذشت زمان برایش آهسته تر صورت میگیرد. بنابراین اگر بشود با سرعت بیش از سرعت نور حرکت کرد، زمان به عقب برگردد. مانع اصلی این است که اگر جسمی به سرعت نور نزدیک بشود جرم نسبی ان به بینهایت میل میکند لذا نمیشود شتابی بیش از سرعت نور پیدا کرد. اما شاید یه روز این مشکل هم حل شود. بر خلاف نویسنده ها و خیالپردازها که فکر میکنند سفر در زمان باید با یک ماشین انجام شور، دانشمندان بر این عقیده هستند که اینکار به کمک یک پدیده طبیعی صورت میگیرد. در این خصوص سه پدیده مد نظر است: سیاهچاله های دوار، کرم چاله ها و ریسمانهای کیهانی.
سیاهچاله ها:
اگر یه ستاره چند برابر خورشید باشد و همه سوختش را بسوزاند، از انجا که یک نیروی جاذبه قوی دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده میشود و یک حفره سیاه رنگ مثل یه قیف درست میکند که نیروی جاذبه فوق العاده زیادی دارد طوری که حتی نور هم نمیتواند از ان فرار کند. اما این حفره ها بر دو نوع هستد. یه نوعشان نمی چرخند لذا انتهای قیف یک نقطه است. در انجا هر جسمی که به حفره مکش شده باشه نابود میشود. اما یه نوع دیگر سیاهچاله نوعی است که در حال دوران است و برا همین ته قیف یه قاعده داره که به شکل حلقه اس. مثل یک قیف واقعی است که تهش باز است. همین نوع سیاهچاله است که میتواند سکوی پرتاب به آینده یا گذشته باشد. انتهای قیف به یک قیف دیگر به اسم سفیدچاله میرسد که درست عکس ان عمل میکند. یعنی هر جسمی را به شدت به بیرون پرتاب میکند. از همین جاست که میتوانیم پا به زمانها و جهان های دیگر بگذاریم.
کرم چاله :
یک سکوی دیگر گذر از زمان است که میتواند در عرض چند ساعت ما را چندین سال نوری جابجا کند. فرض کنید دو نفر دو طرف یک ملافه رو گرفته اند و میکشند. اگر یک توپ تنیس بر روی ملافه قرار دهیم یک انحنا در سطح ملافه به سمت توپ ایجاد میشود. اگر یک تیله به روی این ملافه قرار دهیم به سمت چاله ای که ان توپ ایجاد کرده است میرود. این نظر اینشتین است که کرات آسمانی در فضا و زمان انحنا ایجاد میکنند؛ درست مثل همان توپ روی ملافه. حالا اگه فرض کنیم فضا به صورت یک لایه دوبعدی روی یه محور تا شده باشد و بین نیمه بالا و پایین ان خالی باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پایین مقابل هم قرار گیرد، آن وقت حفره ای که هر دو ایجاد میکنند میتواند به همدیگر رسیده و ایجاد یک تونل کند. مثل این که یک میانبر در زمان و مکان ایجاد شده باشد. به این تونل میگویند کرم چاله. این امید است که یک کهکشانی که ظاهرا میلیونها سال نوری دور از ماست، از راه یک همچین تونلی بیش از چند هزار کیلومتر دور از ما نباشئ. در اصل میشود گفت کرم چاله تونل ارتباطی بین یک سیاهچاله و یه سفیدچاله است و میتواند بین جهان های موازی ارتباط برقرار کند و در نتیجه به همان ترتیب میتواند ما را در زمان جابجا کند. آخرین راه سفر در زمان ریسمانهای کیهانی است. طبق این نظریه یک سری رشته هایی به ضخامت یه اتم در فضا وجود دارند که کل جهان را پوشش میدهند و تحت فشار خیلی زیادی هستند. اینها هم یه نیروی جاذبه خیلی قوی دارند که هر جسمی را سرعت میدهند و چون مرزهای فضا زمان را مغشوش میکند لذا میشود از انها برای گذر از زمان استفاده کرد.
تونل زمان :
واقعیت یا خیال ؟ حالا اینها رو گفتیم ولی چند اشکال در این کار است. اول اینکه اصلا نفس تئوری سفر در زمان یک پارادوکس است. پارادوکس یا محال نما یعنی چیزی که نقض کننده(نقیض) خودش در درونش است. یک مثال :اگه خدا میتواند هر کاری را انجام دهد پس آیا میتواند سنگی درست کند که خودش هم نتواند تکانش دهد؟ این یک پارادکس است چون اگر بگوییم آری پس انوقت با اینکه خدا هرکاری را میتواند انجام دهد متناقض است و اگر بگوییم نه باز هم همان میشود یعنی خدا هر کاری را نمیتواند انجام دهد. یک مثال دیگر این است که اگر من در زمان به عقب برگردم , به تاریخی که هنوز بدنیا نیامده بودم پس چطور میتوانم انجا باشم. یا مثلا اگر برگردم و پدربزرگ خودم را بکشم پس من چطور بوجود اومده ام؟ یک راه حلی که برای این مشکل پیدا شده است، نظریه جهانهای موازی است. طبق این نظریه امکان دارد چندین جهان وجود داشته باشد که مشابه جهان ماست اما ترتیب وقایع در انها فرق میکند. پس وقتی به عقب برمیگردیم در یک جهان دیگر وجود داریم نه در جهانی که در ان هستیم. طبق این نظریه بینهایت جهان موازی وجود دارد و ما هر دستکاری که در گذشته انجام بدهیم یک جهان جدید پدید می اید.
کلمات کلیدی: